تبليغاتX
سید محمد مرعشی
امروز 

یکشنبه هفدهم آبان 1388

13 آبان و اشک آور!

چند وقتی است که بحث داغ دعوای دولت و مجلس بر سر یارانه ها یا همان طرح تحول اقتصادی است ، محمود احمدی نژاد علاقه ای ندارد که یارانه را به صوورت سوپسید بدهد ، چون او می خواهد ، بداند که این پول را به چه کسی می دهد.

اگر طرح تحول اجرایی شود ، از این پس یارانه ها را به صورت نقدی دریافت می کنیم اما ، جنبش سبز یارانه چندین سالش را گرفته است، یارانه ما را با اشک آور و باتوم و تیر و تفنگ خود برای مدت چندین سال پرداخت کرده اید ، دستتان درد نکند ، ما در 13 آبان یارانه حداقل 5سالمان را گرفتیم، چون شما گفته بودید سالانه 30 هزار تومان و من هر چه حساب کردم اندازه 100هزار تومان شما برای من اشک آور خریدید و 50 هزار تومان هم حقوق آن کسی که به من اشک آور زده و 20 هزار تومان هم پول باتوم، ایاب ذهاب هم 10هزار تومان، این ها روی هم 180هزار تومان می شود که یارانه 6سال ما می باشد! دستتان درد نکند که اینقدر زود به ما پرداخت کردید .

این ها شوخی نیست، شما که اینقدر نیرو دارید و قدرتمندید چرا نمی توانید جلوی گروهک ریگی را بگیرید؟! می دانید چرا؟ چون شما در مقابل مردم مظلوم و بی دفاع اینقدر شجاع هستید. چون خطری از ناحیه ریگی و این جور گروهها احساس نمی کنید ، خطر اصلی که شما را تهدید می کند آگاهی و بیداری مردم است. شما از مردم می ترسید.

جالب بود برایم در روز 13 آبان و در خیابان کریمخان ، وانتی که چندین بلندگو را حمل می کرد، درست کمی آنطرفتر نیروهای غاصب لباس شخصی در حال ضرب و شتم مردم بودند ، یک آخوند بالای وانت ایستاده و در حال شعار دادن بود ، جمعیتی حدود 10 نفر اطاف وانت ایستاده بودند ، حضرت آیت الله با نعره هاشون می فرمودند که : این همه لشکر اومده! به عشق رهبر اومده! کسی نبود بگه عزیز من 10 نفر بیشتر نیستید این چه حرفیه می زنی؟!! و بعد با بلندگو داد می زد و می گفت: نزنینشون !! اونا از ما همینجوری می ترسن! نمی خواد بزنینشون! فقط بترسونینشون! در دلم گفتم آخه مرد حسابی مردم از این باتوم و تیر و تفنگ و اشک آور شما مردم آزار ها فرار می کنند تا بهشان آسیبی نرسانید! نمی دانند که در دنیا چه خبر است. چشمانشان را بسته اند و هرچه رسانه گروهیشان بگوید را قبول می کنند!

موجودات جالبی هستند، فائزه هاشمی گفت این ها مثل ملا نصرالدین هستند، خودشان یک دروغ می گویند، بار دوم باور می کنند ، و بار سومی که آن دروغ را می گویند ، رویش قسم هم می خورند، اما به نظر من این ها چیزی فراتر از ملا نصر الدین هستند ! از همان بار اول روی دروغشان قسم می خورند!! روزنامه کیهان هم که مدعی شده بود سبزها در روز 13 آبان ماه 3500 نفر بودند! پس اگر ما 3500 نفر بودیم این همه نیرو برای چه بود؟!

به امید روز آزادی ایران!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 12:30 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

شنبه نهم آبان 1388

نامه اي به رهبر

سلام آقاي خامنه اي

 

در اين چند ساله هفته اي و ماهي نبوده كه گروهي با شما جلسه نداشته باشند. اگر چه تمام اين جلسات به تمجيد و مدح شما گذشته بود ، خوب هركسي تعريف و تمجيد را دوست دارد! اما اين بار اين جلسه تفاوت داشت، محمود وحيدنيا با شجاعت در مقابلتان ايستاد و از شما انتقاد كرد، كاري كه تا به حال كسي جرات يا توان انجام دادنش را نداشته است. آقاي خامنه اي محمود وحيدنيا گوشه و عضوي كوچك از جنبش سبزي است كه شما در مقابلش ايستاده ايد.

آقاي خامنه اي ، خوشحالم كه اين اتفاق افتاد . خوشحال براي اينكه شما بدانيد مردم چه مي گويند و چه فكر مي كنند، مدح سپاهيان و دولتمردان شما را گول نزند، آقاي خامنه اي خوشحالم از اين كه شايد سخنان وحيدنيا شما را از خوابي كه دوستانتان شما را به آن وادار كرده اند بيدار كند. و ببينيد كه مردم چه مي گويند.

آقاي خامنه اي ، شما خانواده من را به خوبي مي شناسيد ،‌ و مي دانيد كه ما كي هستيم و چه هستيم، نه بعد از انقلاب، فكر نكنم كه لازم باشد براي شما يادآوري كنم كه زماني كه در تبعيد بوديد براي مراسم محرم به منزل پدر بزرگ من مي رفتيد و روضه مي خوانديد. آقاي خامنه اي ما همان خانواده ايم ، هيچ تغييري نكرده ايم. اما اكنون نهادهاي زير دست شما ما را به انقلاب مخملي محكوم مي كنند. ما را به بي ديني محكوم مي كنند. شما كه خود مي دانيد در زمان رضا شاه هم خانواده ما مراسم هاي مذهبي را برگزار مي كرده اند. نمي خواهيد توضيحي به حضرات بدهيد كه ما دينداريم و اجدادمان را برايشان بگوييد. نمي خواهيد از خاطرات روضه خواني در منزل پدربزرگم بگوييد؟!

آقاي خامنه اي، شما تا قبل از انتخابات براي من شخصيتي بوديد، نه محبوب و نه منفور، براي شما احترام خاصي قائل بوده ام، اما با ديدن حوادث پس از انتخابات و سكوت شما ، جايگاه شما در ذهن من تغيير كرده است. چرا؟ چون از شما بتي ساخته اند كه قابل انتقاد نيستيد، مگر شما معصوميد؟ كه حرفتان حجت باشد و كسي روي حرف شما نبايد حرف بزند؟ ما منتقديم، نظرمان چيز ديگري است، نظرمان را قبول نداريد، حداقل تحمل شنيدنش را داشته باشيد، ما اگر انتقاد مي كنيم براي اين است كه نمي خواهيم جمهوري اسلامي دچار سرنوشت پهلوي و قاجار و ... بشود ، چه شما بخواهيد و چه نخواهيد ما به جمهوري اسلامي علاقه داريم. و دوست داريم كه جمهوري اسلامي در دنيا بهترين باشد و برايش از هيچ كاري دريغ نخواهيم كرد.

سخن كوتاه مي كنم آقاي خامنه اي،  مي خواهم از شما خواهش كنم حرف هاي وحيدنيا را حرف هاي مردم بدانيد، مردم چنين فكر مي كنند. هر چه كه اطرافيان گفتند درست نيست، ببينيد مردم چه مي گويند؟ اگر كسي نيست كه به شما از قول مردم چيزي بگويد ، من حاضرم سخنان مردم را به شما انتقال بدهم. مردم را دوست بداريد و دوست بدانيد، با مردم دشمني نكنيد كه دشمني با مردم همانا ريختن پايه هاي حضور آنان در جامعه است.

با آرزوي بازگشت به راه مردم

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 13:49 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388

براي برادرم، مسعود باستاني

ديروز ، دادگاه حكم چند تن از دوستان را صادر كرد. هدايت آقايي به جرم بلوا و آشوب!، شهاب طباطبايي به جرم تشكيل ستاد ٨٨ و .... ولي حكم مسعود باستاني از همه ناراحت كننده تر بود. جرم مسعود اين بود كه خبرنگار است. جرم جالبي است . انگار نه انگار كه در قرن ٢١ زندگي مي كنيم. ناخود آگاه و پس از اعلام حكم مسعود ياد خاطراتم با مسعود افتادم، شيرين و تلخ ، مثل ديگر خاطرات.

انتخابات مجلس هشتم ، ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، سايت بهارستان ، شب و روز كار ، شب ها تا نيمه شب در ستاد و دنبال خبر و مصاحبه . چه شور و نشاطي. هيچ وقت خستگي در او نمي ديدم. همه اش نشاط بود و سر حالي ، مسعودي كه در دادگاه ديدم، با آن مسعود به كلي تفاوت داشت ، او به من انرژي مي داد، انرژي اي كه از چشمانش تبلور مي يافت و در من رسوخ مي كرد و خستگي را مي زدود.

مسعود! روزگار غريبيست، تو را به جرم حرفه ات ٦سال به زندان محكوم مي كنند ، ديگري را براي تشكيل ستاد و اميدوار كردن جوانان به آينده شان، و ديگري به خاطر بلوا و آشوب .

كاش همه ي اينها يك خواب پريشان باشد كه من مي بينم ، كاش تمامي اين اتفاقات يك كابوس عميق باشد ، كاش بتوانم تو را آزاد ببينم، البته تو الآن آزادي برادر ، آزاد!

نمي دانم آن كسي كه براي تو ٦ سال حبس صادر كرده است از تو چه ميداند مسعود؟ به خدا سوگند كه من از تو تا بحال بدي نديده ام. تو جاي برادر بزرگتر من بوده اي، برادري كه نبودش آزارم مي دهد. مسعود من چگونه مي توانم در چشمان همسرت نگاه كنم؟ نگاه كنم و از ٦سال حبس تو سخن بگويم؟ چگونه همسرت را به آرامش دعوت كنم وقتي خودم با چنين مشكلي روبرو نيستم؟ چگونه مي توانم ساكت بشينم وقتي مشاهده مي كنم تو را به ٦ سال حبس به خاطر حرفه ات محكوم كرده اند و من هيچ كار نمي توانم بكنم؟ مسعود همه ي اينها تنها بخشي از مشكلات در گلو گير كرده ي من است! من چگونه مي توانم غم نبود تو را ببينم و دم نزنم؟!

همه ي اين احكام به خاطر آن است كه همه سكوت كنند، چون آقايان مشغول جنايتند! مبادا كسي مزاحم شود! جرم مسعود و ديگران ايجاد مزاحمت در حين جنايت ناميده مي شود.

مسئولين امر بايد بدانند كه محاكمه و محكوم كردن مسعود ها خدشه اي بر پيكره ي جنبش سبز نمي زند، بلكه انرژي اي مدهد براي بيدار ماندن جنبش و اين اعمال جان تازه اي به جنبش مي بخشد ، و مردم را براي احقاق حقوق خود زنده نگه مي دارد.

اميدوارم روزي خبر آزادي همه ي اسرا را بشنويم، "اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير" .

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 15:25 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم مهر 1388

راه وحدت ملي

راه وحدت ملي

 

حوادث پس از انتخابات و سلب شدن اعتماد عمومي نسبت به نظام از جمله خطراتي است كه دلسوزان و دوستداران انقلاب اسلامي از آن ناراحت و پريشان هستند. عده اي از اين دلسوزان هم به گفته ي هاشمي رفسنجاني در حال تدوين برنامه اي هستند براي برون رفت از وضعيت فعلي . اما پروژه اي به نام وحدت ملي كه چند هفته اي است ، سوژه محافل خبري و سياسي شده است، پروژه اي تازه و نو نيست . مي توان بنيانگذار اين پروژه را علي اكبر ناطق نوري دانست كه سال پيش و در چنين روزهايي طرح دولت وحدت ملي را براي انتخابات رياست جمهوري و با هدف رئيس جمهور نشدن محمود احمدي نژاد مطرح كرده بود. بسياري از كارشناسان و تحليلگران در آن زمان اين طرح را غيرقابل اجرا مي دانستند يا به اين طرح اعتقادي نداشتند. اما با شروع مبارزات انتخاباتي اكثر سياسيون و تحليلگران ، ميرحسين موسوي را كانديداي همان دولت وحدت ملي ، ناطق نوري مي دانستند. اما با گذشتن از مرحله انتخابات و اتفاقات پس از آن كه به خاموشي اكثر احزاب و سياستمداران نام آشنا كشيده شد ، چند هفته پيش دوباره اين پروژه توسط اصولگرايي ديگر مطرح شد و با نطق رئيس مجلس خبرگان رهبري رسما" تاييد شد. از واكنش هاي به اين طرح ، هويدا مي شود كه عده اي از اين طرح واهمه دارند و آن عده هم در زمره ي طرفداران دولت قرار مي گيرند، و اين گروه قليل دو دسته اند: 1- مخالف وحدت ملي هستند. 2- اعتقادي به وضعيت بحراني ندارند. گروه اول، گروهي هستند كه از وحدت متنفرند زيرا انديشه شان اين است كه با شرايط بحراني راحت تر مي توانند به افكار خود دسترسي پيدا كنند، تا هر كار كه در فكرشان آمد انجام دهند و كسي هم نتواند بگويد "خرتان به چند من است"؟ اما گروه دوم ، گروهي هستند كه هنوز وضعيت بحراني 4ماه گذشته را درك نكرده اند و يا بهتر است بگويم مانند ملا نصرالدين آنقدر تكرار كرده اند كه شرايط بحراني در كار نيست كه حال باور كرده و بر روي شرايط آرام كشور قسم هم مي خورند و به خود زحمت نمي دهند و چشم و گوششان را باز نمي كنند تا از وضعيت فعلي با خبر شوند.با گذر از اين گروه قليل مي توان به وحدت فكر كرد.

 لزوم وحدت در يك كشور ، بسيار مهم است. زيرا موفقيت كشور نياز مبرمي به اتحاد و همدلي مردم و مسئولان آن كشور دارد ، همان اتحادي كه در دوران جنگ و با رهبري امام (ره) وجود داشت كه اگر نبود ، شايد هرگز ما در جنگ 8ساله موفق نمي شديم و الآن خرمشهر و آبادان متعلق به كشور عراق بودند.  اما نمي توان از اسم وحدت براي خاموش كردن گروهي كه به آن ظلم شده است ، سوء استفاده كرد. وحدت و اتحاد شرايطي را لازم دارد كه هر دو گروه بايد به آن پايبند باشند. و حكومت بايد گامي به سمت وحدت بر دارد و به نظر بعضي اين گام احقاق حقوق ملت و به رسميت شناختن گروه معترض است. و اينكه حكومت بايد اعتماد سازي كند. و نبايد در وحدت كفه ي ترازو به نفع يك گروه سنگيني كند. بايد به مطالبات هر دو گروه ( حكومت و معترضان) احترام گذاشته شود.

اما طرح وحدت ملي به اينجا ختم نمي شود، و نمي توان به اين راحتي كه روي كاغذ مي توان نوشت آن را اجرا كرد. و همه خوب مي دانند كه بازگرداندن اعتماد عمومي كاري سخت و دشوار است. و اولين شرط وحدت و توافق ملي ، اعتماد طرفين است.

بهترين و كم هزينه ترين راه ممكن براي بازگشت اعتماد به جامعه همان سخنان اكبر هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه 26تير ماه است. دلجويي از خانواده هاي آسيب ديدگان، آزاد كردن زندانيان و ... .  حكومت بايد مشخص كند كه وحدت و اتحاد را مي پسندد يا خير، معترضان و مخالفان به انتخابات و حوادث پس از آن كه با نام جنبش سبز معرفي مي شوند، جنبشي مردم و بر پايه اعتراضات قانوني است كه از وحدت ملي با شرايطي كه گفته شده است ، بدشان نمي آيد و اين راه را تنها راه بازگشت مي دانند. و بايد هر دو گروه ( حكومت و معترضان) در هموار كردن اين جاده به يكديگر كمك كند تا بتوان به مقصد اصلي كه اعتلاي جمهوري اسلامي است، برسند. و نبايد هيچ كدام در اين مسير سنگ اندازي كنند.

بيشتر از اين ، جاده وحدت را خراب نكنيم، چون راهي براي بازگشت باقي نمي ماند.

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 11:19 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم شهریور 1388

روز قدس

روز قدس در راه است. روزي كه امام خميني پايه گذار آن بود براي همدردي با مردم مظلوم فلسطين. اما ضرب المثلي هست كه مي گويد "چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است". و اين ضرب المثل در مورد وضعيت الآن ايران صدق مي كند. ايران عزيز در حال حاضر شاهد رفتارهايي است از حاكماني كه ادعاي مسلمانيشان گوش فلك را كر كرده است و ادعا دارند كه حكومت عدل و عدالت را پايه گذاري كرده اند و در هر كجاي دنيا كه توسط دشمنانشان كسي كشته شود سريعا" موضع گيري كرده و پيراهن عثمان را بر مي دارند و گوش فلك را از مظلوميت آن گروه كر مي كنند! حال كه در همين نظام رفتارهايي نه تنها غير اسلامي بلكه غير انساني از آنها رخ مي دهد انتظار دارند كه هيچ كسي حرف و سخني نزند چون دشمن شاد مي شود! تجاوز مي كنند، بي گناه را زنداني مي كنند، بيدادگاه غير قانوني برگزار مي كنند، آدم مي كشند، تقريبا" همه كار مي كنند! ولي چون رداي پيامبر را مي پوشند فكر مي كنند كه اين كارها واجب است و براي حفظ نظام ضروري! در فلان ايالت امريكت جواني ، جوان ديگر را مي كشد، آقايان سريعا" موضع گيري مي كنند و داد و بي داد مي كنند كه اي مردم! آمريكا آدكش است! ولي خودشان در خيابان ها نسبت به مردمي كه تجمع آرام كرده اند گلوله شليك مي كنند، و تا كشوري موضع مي گيرد او را متهم مي كنند كه در مسائل داخلي ما دخالت نا بجا كرده ايد و كساني را كشته اند متهم مي كنند كه با آن كشور در ارتباط بوده اند!

دوست عزيزم(محمد صادقي) ، گفته بود : "روز قدس، روز مبارزه با تجاوز" كه واقعا" بهترين سخن بود در مورد روز قدس! روز قدس امسال را با اين شعار به تظاهرات خواهيم رفت. در حال حاضر مردم ايران بسيار مظلومتر از مردمان فلسطين هستند، مي دانيد چرا؟ چون مردم فلسطين را اسرائيلي ها مورد كشتار قرار مي دهند! اسرائيلي هايي كه گوشت و استخوانشان با مردم فلسطين متفاوت است، اما مردم ايران توسط هم وطنانشان مورد كشتار و تجاوز قرار مي گيرند و اين ظلم بسيار بالاتر از ظلمي است كه اسرائيلي ها به مردم فلسطين مي كنند.

پس همه با هم به سوي نماز جمعه ي روز قدس!


پ.ن: عاطفه امام هم دستگير شد

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 14:25 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   •