تبليغاتX
سید محمد مرعشی
امروز 

پنجشنبه سی ام آذر 1385

احمدی نژاد

احمدی نژاد: در انتخابات از کسی حمایت نکردیم!!!...

 

 

 


 

 

رئيس‌جمهور گفت: براي اولين بار دولت به طور کامل در

 انتخابات عظيمي که در کشور برگزار شد، کنار ايستاد.

 ده‌ها گروه عکس مرا چاپ کردند و گفتند ما طرفدار

احمدي‌نژاد هستيم، اما ما مصاحبه کرديم و گفتيم کسي

 از ما مايه نگذارد و يک انتخابات آرام برگزار شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 22:43 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام آذر 1385

نظر روزنامه نگار اسرائیلی

  مزایای احمدی نژاد برای اسرائیل...

«يو.سي.بن آراي» روزنامه‌نگار تندرو صهيونيست با انتشار مقاله‌اي، اقدامات رئيس‌جمهور ايران درباره هولوكاست را در راستاي منافع اسرائيل ارزيابي كرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، اين روزنامه‌نگار صهيونيست مي‌نويسد: شايد احمقانه به نظر برسد، اما هرچه بيشتر به بررسي كارهاي احمدي‌نژاد مي‌پردازيم، نمي‌توانيم از رسيدن به اين نتيجه جلوگيري كنيم كه محمود احمدي‌نژاد براي يهوديان خوب است.

كنفرانس انكار هولوكاست در تهران، باعث بروز واكنش‌هاي گوناگوني شده و در كنار آن، ترس از اين‌كه اين امر، باعث ايجاد احساسات ضدصهيونيست جهاني شود، اما تأثير آن بالعكس بوده: موج ديگري از همدردي با اسرائيل در سراسر جهان و نظرسنجي درباره اين‌كه آيا اين كنفرانس يك عمل مجرمانه بوده يا خير؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 22:36 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام آذر 1385

انتخابات کانون

در عصر امروز(پنجشنبه) با حضور 15 نفر از اعضای کانون( محمد مرعشی ،محمد هاشمی، امیرمهاجر،

 

 کرمی، عبدی، نجفی، نصراللهی، دبستانی، اسلامی، شیرازی، طه محسنیان، هادی محسنیان، علی هاشمی پور

 

،اصغری نسب، محمدی) انتخابات برای انتخاب رئیس و نائب رئیس برگزار شد.

 

برای ریاست آقای امیر مهاجر تنها نامزد بود. و برای نائب رئیسی هم تنها نامزد آقای محمد سروش اسلامی

 

بود. که هر دوی آنها برای امور مربوطه انتخاب شدند.

 

از همینجا به آن دو عزیز تبریک میگویم و آرزو می کنم از پس این کار که خود بنده که 1ماه مسئول آن بودم و

 

می دانم که چه کار طاقت فرسایی است با موفقیت خارج شوند.

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 17:52 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385

احمدی نژاد

اعتراض دانشجویان با بخار!!
 
 
 
عليرغم نهي صريح رهبر انقلاب به عدم تاثير نام دولتمردان در انتخابات و توصيه رئيس جمهور در اين زمينه ،حضور بذرپاش کانديداي ستاد حاميان دولت براي انتخابات شوراي شهر تهران و گفتگوي مداوم وي با نمايندگان تشکل هاي دانشجويي در اين مراسم تعجب حاضران را برانگيخت.



 


 

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 15:49 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385

برنامه های کانون

ما در نظر داریم با جذب دانش آموزان نخبه در وادی سیاست پایه های

سیاست را از نوجوانی محکم کنیم، و از شما دانش آموز عزیزی که مایل

هستید عضو کانون دانش آموزی حزب کارگزاران شوید خواهش می کنم

مشخصات خود را از طریق بخش نظرات یا به آدرسmarashi@nasleno.org

یا با تماس گرفتن با بنده تمایل خود را برای عضویت ابراض نمایید.

 

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 20:49 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385

مصاحبه با دکتر محمدعلی نجفی(1)

  از امروز تصمیم گرفتم روزی یک صفحه از مصاحبه ای که خودم در تاریخ بیست  و

 

 پنجم اسفند ماه یک هزارو سیصدوهشتاد چهار با آقای دکتر محمدعلی نجفی در دانشگاه شریف

 

 انجام دادم و مدت چهل و چهار دقیقه و سی و هفت ثانیه به طول انجامید را روی وبلاگ بگذارم.

قسمت اول(۱)

 

  وقتی با هزار جور بد بختی وارد دانشگاه شدم  و به سمت دانشکده ی ریاضی حرکت کردم دانشگاه خیلی شلوغ بود و وقتی وارد اتاق آقای دکتر شدم، دلیلش را پرسیدم که اینگونه گفت: ....   


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 16:30 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1385

نوراللهیان

زمانیکه برای اولین بار، انتخابات شورای شهر در تهران برگزار شد، مردم به نسبه شرکت خوب و قابل قبولی داشتند و کسانی که حائز اکثریت آراء شدند، با حمایت و پشتیبانی مناسبی از سوی مردم، وارد کار اجرایی شهر شدند. اما متاسفانه، این جوّ مناسب و آماده، تنها به خاطر جاه طلبی و خود بزرگ بینی رئیس شورای شهر وقت، منحل شد، و این مساله، آغاز بی اعتمادی و بی اعتنایی ملت به شورای شهر تهران بود و موجب شد که مردم در انتخابات بعدی، چه مجلس، چه ریاست جمهوری و حتی در انتخابات شورای شهر بعدی نیز، حضور خود را به صورت قابل توجهی کمرنگ کنند و کاندیداهای منتخب نیز با آرائی نامناسب و حمایتی ضعیف از سوی مردم مواجه شوند. این حضور بی روح مردم در انتخابات شوراهای سال ۸۱، باعث شد تا افرادی بر مسند خلافت شهر تکیه زنند که حتی قادر به حل مشکلات شخصی خود هم نبودند و جوّی کاملاً عامّی و رفاقتی را در شورای شهر به وجود آورده بودند. محمود احمدی نژاد هم از همین جمع دوستانه و به اصلاح خدمتگزار و مردمی، پا گرفت، که او را اکنون بر سر ملت مشاهده می کنیم(!)؛ و این همان ناممکنی بود که از همان تحریم ناهماهنگ و بی دلیل مردم ممکن شد و همه را در بُهت و حیرت فرو برد. تحریمی که حتی در درون احزاب هم یکپارچه و یک رنگ نبود و تنها عاملان آن، تعدادی نسبتا زیاد از احزاب و اقشار مختلف جامعه، به ویژه اصلاح طلبان و تعداد کثیری از مشارکتی ها بودند. همین تعجیل در انتخاب هدف، و عمل بدونِ تفکر برخی اصلاح طلبانِ ناراضی و روشنفکران جامعه بود که حزبی را به نام اصولگرا به وجود آورد، تا رقبایی بی فکر و ابتدایی (البته با حمایت همه جانبه ی سردمداران نظام مقدس جمهوری اسلامی!) برای اصلاح طلبان شوند. آیا نتیجه ی آن تحریم، چیزی جز این بود؟ آیا یک بار نوشیدن این زهر جانسوز، برای ما کافی نبود که با وجود سخن بزرگمرد اصلاحات، سید محمد خاتمی هم، دوباره آن تحریم بی دلیل را در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، تکرار کردیم؟ این سوالی است که همه ی ما فراموش کرده ایم و از جواب آن غافلیم. آیا اگر در انتخابات ۲۴ آذر ۸۵، مردم حضوری واقعاً با شکوه بر سر صندوقهای رای می داشتند، نتیجه ی نهایی آن جز این بود که اصلاح طلبان، حداقل، با بیش از 70% مجموع آراء، پیروز اصلی و مطلق میدان می شدند؟ آیا تحریم کنندگان این انتخابات، جز اصلاح طلبانِ معترض و قشر ضعیف یا ناامید جامعه بودند؟ اما باز هم در این انتخابات، با توجه به حضور کمرنگ مردم در صحنه، مسلماً این ائتلاف و همرنگی ما بود که پیروز اصلی میدان شد و این نکته ای است که احزاب مخالف باید به آن واقف باشند؛ اینکه در انظار جامعه، تنها و بی رقیب نیستند و ما و یارانمان هم، تا ایرانی هست، هستیم.

آری... هنوز مرگ سهراب فرا نرسیده و نوش دارو در کنار ماست!

 

 

پس وعده ی ما، انتخابات آینده...

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 18:41 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم آذر 1385

انتخابات

                                                        باسمه تعالی

  این انتخابات هم با تمام تلخی و شیرینی هایش تمام شد. تنها چیزی که برای ما مانده است

خاطره های این انتخابات است.  از درگیری با بسیجیان گرفته تا برخوردهای دوستانه با مردم کوچه و

بازار تجریش(شمیرانات) از کسی که رای می دهد و از کسی که رای نمی دهد یکی فحش می دهد و

دیگری تمجید می کند از یکی که در برف و سرما از ما تبلیغات می گیرد و ما را تشویق می کند و به ما

خسته نباشید می گوید و از کسی که در آن برف به ما و به کسانی که ما برای آنها تبلیغات می کنیم

توهین می کند و هوا را ده برابر برای ما سرد می کند و خاطرات دیگر...

   ولی وقتی خبر باخت نسبی رقیب به گوش ما می رسد تمام خستگی از تنمان در می رود.

  من از همینجا از تمام دوستانی که در ستاد مستقل دانش آموزی(واقع در خ شریعتی جنب رستوران

آواچی) به ما کمک کردند(آقایان:ایرانمنش،مهاجر،کلهر،دبستانی،اسلامی،عبدی*،کرمی،محمدی،

علی اصغری،محمدهاشمی{باجی}،هادیزاده،طه محسنیان، برنجیان، آقای مهندس،آقای خانجانی، 

آقای آملی،نجفی،حسینی ودیگر دوستان) که در سرما تبلیغات کردند(!) تشکر می کنم.

 

*ما با این آقای عبدی یک خاطره ی جالب داریم که به شرح زیر است:

ما شب که داشتیم از تجریش به سمت ستاد پیاده می اومدیم یه ۱۰۰۰ متر قبل از ستاد ما ستاد

رایحه ی خوش خدمت بود که در یک زیر زمین بود و با بچه ها که داشتیم می رفتیم به سمت ستاد

خودمان بچه ها جلوتر رفتن و من و آقای عبدی رفتیم به ستاد رایحه ی خوش خدمت،وارد زیر زمین

که شدیم گوش تا گوش بسیجیای پشمالو بودن و من رفتم تبلیغات بگیرم عبدی دم در بود و من وقتی

اومدم بیام بیرون عبدی داد زد که به اصلاح طلبان رای بدید!(آن هم در ستاد احمدی نژاد) و یکی از

آن پشمالوهای بو گندو یه داد زد و یک فحش ترکی داد و من و عبدی تا در ستاد با آن چنان سرعتی

دویدیم که اگر مسابق ی دو بود مطمعنا اول می شدیم و بعد به عبدی گفتم:احمق اگه اون پشمالوها

ما رو می گرفتن می زدنمون چه کار می کردی؟ و اون جوابی نداشت بده!!!!!!

 

این هم یکی از خاطرات ما بود که به خیر گذشت.!!!!!!!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 21:52 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم آذر 1385

مهاجر

 

این مطلب را از وبلاگ دوست عزیز کتک خوردهمان برداشاته ام که اسمش

 امیر مهاجر است.

این رو حتما بخونید !!

سلام بر رفقای عزیز

الآن که شما لطف کردید و در حال مطالعه ی متن من هستید، بنده در بستر مصدومیت و جراحات وارده از سوی سروران گرامی، عزیزان دلیر، شیرمردان و دیوانگان غیور بسیجی قرار دارم و از شدت درد به خود می بالم !!!

قضیه از این قراره که :

این رفیق شفیق و عزیز ما، س.محمد م. ، به ما پیشنهاد داد که بیا توی حزب ما (کارگزاران اصلاح طلب) و واسه ی انتخابات خبرگان و شوراها تبلیغ کن و از این جور بحث ها... آقا ما دیروز با این آقا محمد و رفقای واقعا دیدنی و باحالش (!) رفتیم برای تبلیغات، تجریش. کارمون که تموم شد من یه دسته از اون کارت کوچولوهای اصلاح طلبان گرفتم و راه افتادم که بیام خونه و توی راه هم اون تبلیغات رو پخش کنم. اومدم شهرک غرب، ایران زمین، تا اون ها رو پخش کنم. جلوی اون نمایندگی ایران خودرو وایساده بودم و داشتم با کمال آرامش کارت ها رو به مردم می دادم که یه هو دیدم دو تا بسیجی(از همون هایی که لشکر مخلص خدا هستند. البته،مخلص به معنای انگلیسی،mokh less !!!) اومدن جلو و بهم گفتن:  "داری چی کار می کنی؟ این کارت تخلف انتخاباتیه ". بهش گفتم:"چه تخلفی؟ مگه چی کار کردم؟". بهم گفتن: "مگه نمی دونی که تا ساعت 6 امشب بیشتر نمی شه تبلیغات کرد؟!". بهش گفتم:"اگه اخبار گوش دادی، باید شنیده باشی که تا ساعت 9 صبح فردا هم می شه تبلیغ کرد. شما برو اخبار گوش بده.". بعد با یه لحن تندی بهم گفت:"من اخبار گوش ندادم؟!!". بهش گفتم:" آره ! تو اخبار گوش ندادی!". یه هو قاطی کردن و یکی شون اومد دوتا  شونه های من رو با دستاش گرفت و اون یکی هم با یه باتوم چوبی محکم کوبید توی زانوم. نامردها بعدش هم صبر نکردند  و فرار کردن.من هم که پدر این زانوم در اومده و واقعا از این سعادت که به تور این دو نفر خوردم خوشحالم!!!!

من هیچ قضاوتی نمی کنم و به هر چی بخواین قسم می خورم که همه چیز رو عین واقعیت نوشتم. حالا خدتون قضاوت کنین: یه آدمی با این تفکرات می تونه اداره ی مملکت رو به دست بگیره یا نه؟ !!! الآن این وسط تکلیف من چیه؟ اون دوتا انسان شریف(!) چی می شن؟!! فقط یه ذره انصاف داشته باشید و قضاوت کنید.

یا علی.

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 18:52 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   • 

جمعه دهم آذر 1385

ائتلاف

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 16:3 | موضوع: سیاسی
• لینک ثابت   •