پنجشنبه بیست و یکم دی 1385
کفن پوشان

کفن پوشان کجایید؟!
در دوران هشت ساله دولت اصلاحات، یکی از مضمون های همیشگی علیه دولت خاتمی، بحث ارزش ها بود.
می گفتند دولت اصلاح طلب نگران ارزش ها نیست...دین دارد از دست می رود...روزی نبود که به بهانه ای جنجالی به پا نشود و نسبت به از دست رفتن دین و ارزشها از گوشه ای صدایی بلند نشود.صدایی که به دنبال خود موج زنجیره ای از حرکت های هیجانی و تحریک آمیز دین مداران موسمی را به همراه داشت.
گاهی با خودم می گفتم انتقادکنندگان که با آرایش خاصی عمل می کردند، حتما انسان های صادقی هستند و واقعا دلشان برای ارزش ها می تپد.بخصوص وقتی تصویر کفن پوش ها را می دیدم که در خیابان های قم تظاهرات می کنند که در روز دوم خرداد سال 1377 عده ای از جوانان در دانشگاه تهران کف زده اند و یا برخی شخصیت های دینی واکنش نشان می دادند و همه برای اسلام غصه می خوردند.یا مثلا در اعتراض به انتشارعکسی در روزنامه ای در روز اول ماه محرم چه فریادهای وااسلام وانالله و انا الیه راجعونی که بلند نمی شد.
در این اندیشه بودم که اگر خاتمی مثل آقای رییس جمهور فعلی در برنامه رقص و آواز بازی های قطر شرکت می کرد ویا اگر یکی از معاونان رییس جمهور سابق در جلسه ای مثل جلسه رقص و آواز ترکیه شرکت می کرد، کفن پوشا ن چه ها که نمی کردند.
راستی راستی مدعیان دفاع از ارزشها ،آقایان مراجع ،ائمه ی جمعه و جماعات، و از همه مهمتر مدعی العموم محترم در این ایام کجا رفته اند!؟
جمعه پانزدهم دی 1385
لباس های رئیس جمهور
تمام لباس های رئیس جمهور

تماشای تصاویر محمود احمدی نژاد در لباس های گوناگون به هیآت اقوام مختلف ایرانی دیگر تعجب چندانی بر نمی انگیزد. رئیس جمهور ایران بر تن کردن لباس های محلی را هم به مانند سفرهای پرشمارش به چهارگوشه ایران آرام آرام به سنتی جا افتاده - دستکم در دوران زمامداری خودش - بدل می کند. و چه جای شگفتی اگر 'مردی از جنس مردم' لباس مردم به تن کند؟ و چه جای شگفتی اگر این لباس ها همانقدر که طعنه می آفریند، تحسین مردمانی را نیز برانگیزد. شاید سودای این دومی است که تحمل آن اولی را هم ممکن می کند. حرف من اما از انگیزه و هدف آقای احمدی نژاد نیست. که نه می دانم نه در پی کشفش هستم. خلوص و صفا یا عوامفریبی و ریا، هر کسی هر چه بخواهد در آن می بیند. حرف من اینجا تنها اشاره به یک نکته است که آنرا خالی از لطف نمی دانم. محمود احمدی نژاد (جدای از ابوالحسن بنی صدر و محمدعلی رجایی که فرصت چندانی برای این کارها نیافتند) تنها رئیس جمهور غیر روحانی جمهوری اسلامی است و به تن نداشتن لباس روحانیت این فرصت را به وی داده تا به هر لباسی که بخواهد درآید. چه کسی می داند، شاید پیشینیان آقای احمدی نژاد هم اگر مجالی بود بدشان نمی آمد عکسی چند به هیأت کرد و بلوچ و عرب و بختیاری برای خود دست و پا کنند..
پنجشنبه چهاردهم دی 1385
اسکی
اسکی در توچال
امروز پس از امتحان نسبتا" آسون عربی (البته با تقلب بسیار) به اتفاق هاشم و باجناق راهی توچال شدیم.یسعت ۱۲ وارد پیست و ساعت ۳ از پیست خارج شدیم.
پس از ۴ دور آفتاب گرفتیم ولی هیچ اصری از آفتاب گرفتن نمونده. پیست اسکی توچال در کوههای بالای ولنجک واقع است. و خیلی حال داد جای شما خالی!
اسکی ورزشی جذاب
از بین ورزش هایی که تا به الآن تجربه کردم اگر اسکی درست حسابی بلد باشید خیلی جذاب است.و به تمام دوستان عزیز تجربه اسکی کردن را پیشنهاد می کنم.
اسکی در دوبی؟!

شیخ نشین های دوبی که با پول نفت خود همه کار می کنند فکر کرده اند که می توانند دیزین و توچال را هم به صحراهایشان ببرند! شیخ محمد با سرمایه ای هنگفت پیست بی نظیری ساخته اما بی نظیر برای عمه اش!ما که از هر کی که در آن پیست اسکی کرده می پرسیم چه جور پیستی است؟ در جوابمان می گوید: مضخرفتر از آن چه فکر می کنید! و می گویند به پای بد ترین پیست اسکی های کشور عزیزمان نمی رسد!
دوشنبه یازدهم دی 1385
کار ملک
کار ملک است آن که تدبیر وتامل بایدش
هر چند روند جریانات مربوط به پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل ، صدور قطعنامه علیه ایران را امری فابل پیش بینی کرده بود ، لکن انتشار خبر تصویب قطعنامه 1737 ، مرا در غم فرو برد . مخالفت غرب و آمریکا با دست یابی ایران به دانش هسته ای و تامین و تولید سوخت هسته ای در ایران به سال های قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد . پس از پیروزی انقلاب، غرب حتی با استفاده ایران از انرژی هسته ای نیز مخالف کرد و در حرکتی بدون توجیه و ظالمانه ، حمل تجهیزات خریداری شده نیروگاه بوشهر که تمام پول آن هم پرداخت شده و آماده حمل بود را متوقف و میلیارد ها دلار به ایران لطمه وارد کرد.
ایران ناچار شد با هزینه هنگفتی و با تغییر تکنولوژی ، با روسیه قرارداد جدیدی امضاء و تکمیل نیروگاه بوشهر را پی گیری کند . اگر امروز غرب حق ایران برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را به رسمیت شناخته ، نتیجه ای است که تحت تاثیر اقدامات غرور آفرین کشور در دست یابی به دانش هسته ای و غنی سازی اتفاق افتاده است و اگر ایران نمی تواند به غرب اعتماد کند ، ریشه این بی اعتمادی به برخورد غلط غرب با برنامه های کاملا" روشن ما در نیروگاه بوشهر برمی گردد .
اما امروز چه باید کرد ؟
ما با علم به ماهیت استکباری غرب و آمریکا و مخالفت آنان با تسلط ایران به دانش هسته ای چه باید بکنیم ؟
بنظر من مخالفت غرب و شیطنت آمریکا مسئله جدیدی نیست و قبل از این هم وجود داشته و در آینده هم وجود خواهد داشت . ما تا زمانی که بر استقلال رای و نظر خود اصرار داشته باشیم با مشکلاتی در این عرصه مواجه ایم ، لیکن از مدیریت کشور انتظار یوده و هست که با تدبیر این راه دشوار را هموار کند همانگونه که قبلا" اینکار انجام شده است .
ما در دوره گذشته با مذاکرات فشرده و با استفاده از ظرفیت های ملّی خود توانسته بودیم راه را برای ارجاع پرونده هسته ای خود به شورای امنیت ببندیم و اجازه ندهیم حتی یک قطعنامه در شورای حکام علیه ما صادر شود . چه شد که تحت تاثیر سیاست های اشتباه در دوره اخیر پرونده بر خلاف پیش بینی آقایان به شورای امنیت رفت و در حالی که پاره ای ادعا می کردند ، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد ، امروز اوّلین قطعنامه تحریم علیه ایران صادر و کشور هائی که روی حداقل رای ممتنع آنها حساب کرده بودیم به قطعنامه رای موافق می دهند ؟
قدر مسلم این است که ملّت ایران از مسئولان خود انتظار دارد که ضمن حفاظت از حق مسلم ایران در دست یابی به دانش هسته ای و سیکل سوخت ، مسیری را بپیمایند که ایران در معرض فشار بین المللی قرار نگیرد . ملّت ایران با افتخار هزینه هر مبارزه ای برای احقاق حق خود را می پردازد ولی ظلم است که هزینه بی کفایتی این وآن مسئول را بپردازد .
بنظر من مسئولان سیاست خارجی و امنیت ملّی کشور اگر نمی توانند که با تجربه یک و نیم سال اخیر مشخص شده که نمی توانند،بهتر است بجای تحمیل هزینه های سنگین به کشور و نظام اسلامی ، راه کنار گیری را انتخاب و امور کشور را به افرادی که قادرند با عقل و تدبیر مشکل را حل کنند ، بسپارند زیرا یقول حافظ :
کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
دوشنبه چهارم دی 1385
اصلاح طلبان
به نام خدا
شهروندان بزرگوار، هموطنان گرامي
حضور گسترده شما در انتخابات سومين دوره شوراي اسلامي شهر و روستاي سراسر كشور و راي اعتماد به نامزدهاي اصلاحطلب، خون تازه اي را در رگهاي اين جريان اجتماعي و فكري به جريان درآورد.
در حالي كه طي يك سال گذشته بسياري از رسانه هاي رسمي از مرگ جنبش اصلاحات سخن گفته بودند آراي مردم در بسياري از شهرهاي ايران از جمله تهران ذيل شعار نمادين «شهر ايراني» نشان داد اصلاحطلبي هنوز زنده است و فراتر از يك حزب و جبهه سياسي به صورت يك نهاد و مرام اجتماعي در ميان مردم به حيات خود ادامه ميدهد. گرچه پارهاي معضلات فعاليت سياسي در بيرون از دايره قدرت مانع از آن شد كه اصلاحطلبان بتوانند به خوبي خود را به مردم معرفي كنند و آنگاه در معرض راي ملت قرار گيرند اما تشكيل فراكسيونهاي اكثريت واقعيت در اكثر شوراهاي اسلامي شهر در سراسر كشور به معناي آن است كه اصلاحطلبان حتي در فقدان و فقر رسانههاي خبري و تبليغي نيز ميتوانند توجه مردم را به خود جلب كنند بلكه گروههايي از مردم به صورت طبيعي و بدون تعلقات حزبي به اصلاحطلبي علاقه ذاتي دارند. اكنون اين اعتماد اجتماعي را سپاس ميگوييم و بر پاسداشت اين اعتماد عظيم ملي افتخار ميكنيم و اميد داريم اصلاحطلبان برگزيده معتمدان خوبي براي مردم باشند.
اعضاي اصلاحطلب شوراهاي شهر در سراسر كشور با انتخابكنندگان خود پيمان ميبندند كه بدون توجه به منازعات سياسي در عين حفظ اصول اصلاحطلبي به حل معضلات شهري و شهرنشيني شهروندان خويش بينديشند و در اين راه از هرگونه همكاري ديگر اعضاي اين شورا بدون توجه به هويتهاي سياسي ايشان استقبال خواهند كرد. برگزيدگان جنبش اصلاحي با شهروندان خويش پيمان ميبندند كه منازعات سياسي را پشت درب شوراها بگذارند و در لباس معتمدان همه شهروندان و نه فقط اصلاحطلبان قدم به صحن شوراي اسلامي شهر بگذارند.
بديهي است كه آنها مدعي حل همه معضلات شهرها طي دوره مسووليت شوراي سوم نخواهند بود اما ميتوانند تضمين دهند كه شهروندان خويش را از كليه مراحل پيشرفت در بهبود وضعيت زندگي شهري خود و احيانا موانع طبيعي و انساني آن آگاه سازند. فراكسيونهاي اصلاحطلبان در شوراي اسلامي شهرها طي چند ماه آينده كه تا آغاز به كار رسمي دوره جديد شورا باقي مانده است با برگزاري جلساتي ديدگاههاي خود را درباره مشكلات شهري حوزه انتخابيه خود تشريح خواهند كرد و با حضور در ميان شهروندان و نيز كارشناسان ديدگاههاي آنان را دريافت و برنامههاي لازم براي طرح در شوراي آينده شهر را تدارك خواهند ديد و در اين راه دست ياري به سوي همه گروههاي اجتماعي و سياسي دراز ميكنند.
بسياري از شوراهاي اسلامي شهر در دوره سوم ميتوانست تركيبي همگونتر از تركيب كنوني داشته باشند. متاسفانه برخي مضايق و شائبهها مانع از حضور افراد خدوم ديگر از ائتلاف اصلاحطلبان در اين انتخابات شد كه پيگيري اين ابهام و همچنين پيگيري حقوقي تخلفات برخي مجريان و ناظران كه عمدتا در خود معياري عملكرد خلاف قانون آنها بروز يافت، برعهده ستاد ائتلاف اصلاحطلبان خواهد بود اما منتخبين اصلاحات در شوراهاي شهر در سراسر كشور پاسخ اين چالشها بر سر راه اصلاحطلبان را با كار و تلاش صادقانه در شوراي آينده حوزه انتخابيه خويش خواهند داد. چرا كه آنها معتقدند بهترين داور درباره بازيگران صحنه سياست، مردم هستند. همان مردمي كه راي آنان براي هميشه ميزان حضور حاكمان در قدرت خواهد بود.
والله علي مانقول وكيل
ستاد ائتلاف اصلاحطلبان
یکشنبه سوم دی 1385
سرمایه ای به نام نجفی



نجفی سرمایه ای که نابجا خرج شد.
از آن روزی که ثبت نام کاندیدها شروع شد. دو نفر برای سر لیست اصلاح طلبان بودند: 1-دکتر محمدعلی
نجفی 2-اسحاق جهانگیری و یکی از این دو نفر باید استعفا می دادند که آقای اسحاق جهاگیری استعفا داد.
به نظر من اگر دکتر نجفی استعفا می داد بهتر بود.زیرا سوابق کاری دکتر نجفی که در آن 13 سال وزارت و
۴ معاونت ریاست جمهوری وجود دارد به شوراها نمی خورد ولی اگر جهانگیری سر لیست می شد و نجفی
برای ریاست جمهوری کاندید می شد در این صورت شان آقای دکتر نجفی که از بهترین سرمایه های اصلاح
طلبان یا بهترین آنها هست حفظ می شد.اصلاح طلبان می توانستند اعتبار نجفی را در جای دیگری خرج کنند.
نجفی به ریاست جمهوری بیشتر می آید تا عضو شورای شهر تهران آن هم با رای ۱۱،۱۲(البته حق ایشان را
ضایع کردند).
آری هنوز سهراب نمرده است و نوش دارو در اختیار ما است و این نوش دارو استعفا دادن آقای نجفی از
شوراها است تا شخصیت ایشان حفظ شود و وقتی که ایشان برای ریاست جمهور کاندید شدند مردم نگویند: او
همانی است که رای 11،12 شورای شهر تهران را آورده است.
و به نظر من با این کار شخصیت بزرگ دکتر نجفی حفظ می شود.
شنبه دوم دی 1385
خاتمی
در پی اظهارات وزیر کشور در کنفرانس مطبوعاتی خود درباره تماس تلفنی سید محمد خاتمی با وی، و قلب واقعیت علت تماس وی با وزیر کشور ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با مشورت با محمد خاتمی دو بیانیه جدا گانه انتشار داد.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران – مدیر محترم شبکه خبر
با سلام
در مصاحبه پیش از ظهر امروز وزیر محترم کشور که مستقیما از آن شبکه پخش شد، تماس تلفنی یکی از مقامات ارشد دولت سابق (جناب آقای خاتمی) بگونه ای این نقل شد که گویی ایشان از روند شمارش آراء و اعلام نتایج رضایت داشته و از دست اندرکاران تشکر و تقدیر کرده اند.
پس از تماس تلفنی با جناب آقای خاتمی مشخص گردید که هدف اصلی ایشان از تماس تلفنی ابلاغ نگرانی جدی خود از ابهامهای مطرح شده نسبت به شمارش آراء و اعلام نتایج بوده است و طبیعی است که زحمتهای مجریان و ناظران انتخابات که به هر حال با همه کم و کاستی ها و نقاط قوت و ضعف، کاری سنگین انرژی بر و خسته کننده است نیز تشکر نموده اند.
از آن جهت که نقل مطلب به گونه ای بوده است که اظهار نگرانی ایشان بسیار کم رنگ مطرح شده است و در نقل موضوع مورد مذاکره تقدیر از دستاندرکاران برجسته شده است نه نگرانی اط صیانت آرای مردم، خواهشمند است با توجه به انعکاس نامناسب موضوع به شیوه مناسب در بخش های دیگر خبری آن را اصلاح فرمائید.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان
جناب آقای ضرغامی
ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
با سلام
روز گذشته در مصاحبه وزیر محترم کشور تماس تلفنی جناب آقای خاتمی با ایشان برای توجه و تذکر دادن نسبت به صیانت از آراء مردم بگونه ای وایاگونه مطرح گردید.
بلافاصله پس از تماس با کسب نظر ایشان نامه پیوست برای مدیریت شبکه خبر آن سازمان ارسال گردید. متاسفانه نه تنها نسبت به اصلاح موضوع اقدام شایسته ای صورت نگرفت بلکه در برنامه 30/20 مجددا آن قسمت از مصاحبه که تذکرا ناظر به تنبه متولیان برای رعایت امانتداری و تلخ نکردن کام مردم بود نیز بگونه ای مطرح شد که ظاهرا ایشاناز روند شمارش و اعلام نتایج رضایت دارند و به مردم نگران که خواهان شفافیت در شمارش آراء هستند تذکر داده اند در حالیکه دقیقا تذکر جناب آقای خاتمی متوجه مسولان اجرائی انتخابات و ناظران بوده است.
ضمن اظهار تاسف از اینگونه سوء برداشت و بهره برداری غیر اخلاقی از شخصیت محبوب مردم توسط آن سازمان و وزیر محترم کشور، انتظار دارد به گونه ای مناسب نسب به جبران خطای مذبور اقدام فرمائید.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان
جمعه یکم دی 1385
خسته شدن
نمی دانم چه کار باید بکنم هر دری را می زنم آن در بسته است. در این مملکت
کوفتی هیچ کاری نمی توان کرد حتی کار سیاسی. کار سیاسی هم که بکنیم
برایمان پرونده تشکیل می دهند. می آئیم در وبلاگ خودمان چیزی بنویسیم می
گویند برای کارگزاران است و هر چی می واهی ننویس بد است!
من هم تصمیم گرفتم که دیگر زیر نظر کارگزاران نباشم و دیگر مستقل شده ام.
و دیگر این وبلاگ متعلق به خودم است!
جمعه یکم دی 1385
مصاحبه با دکتر نجفی(2)
قسمت (۲)
تلخ ترین خاطره ی دوران تحصیلتان چه بود؟
خورد و
سرش ... ادامه مطلب

