پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
همه چی
امروز می خواهم از مدرسم براتون بگم! موندم که چی بگم از کجاش شروع کنم از اومدن همه ی معلم ها به موقع(!) یا از رفتارهای بعضی از مسئولین مدرسه...![]()
اما چیزی که می خوام بگم اینه که آآآآآآقا شما که مدرسه را نمی توانید اداره کنید و روزی حداقل ۳،۴ معلم به چه راحتی ای نمی یان چا مدرسه می زنید؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا همین معلم ها از ما نتظار دارند که معدلمون بالا بشه!!!! ولی من که هنوز فکر می کنم اومدم هتل تا مدرسه! من دردم را به کی بگم که ما روزی ۳،۴ معلم نداریم و وقتی از این وضعیت شکایت می کنیم به ما می گن شورشی و می گن برو دم دفتر!!!!؟ مثلا" همین آقای مقدم، هر معلمی که نیاد پا می شه میاد سر کلاس ما و فقط می شینه و تمرین حل می کنه، کاشکی درست حل می کرد غلط حل می کنه و وقتی ما می گیم آقا اشتباهه می گن به تو مربوط نیست و برو گمشو دم دفتر وایسا! جالب نیست؟ خدا وکیلی روشون زیاد نیست؟ بعدش از ما انتظار دارن که نمره هامون بالا بشه! من که یه نظر دادم اکازیون و اون اینه که: مدرسه رو با هتل پردیس که بقل مدرسه است رو با هم یکی کنن تا اینکه یه هتل درست حسابی در بیاد. این جوری که فایده نداره اگه متحد بشیم یه هتل خیلی خوب در بیاد تا این که هر کسی سازه خودش رو بزنه
نظر شما چیه؟
نظر بدین دیگه خسته شدم![]()
![]()
سه شنبه هفدهم بهمن 1385
آندره مالرو
احساس ، عقل و سن آندره مالرو از چپ های تند رو فرانسه بود . وی در دوران حاکمیت راست گرا های فرانسوی ( گلیست ها ) به نخست وزیری رسید ، روزی کسی از او پرسید چه شد که تو روزی چپ و رادیکال بودی و امروز راست و محافظه کار شده ای ؟
پاسخ داد : اگر کسی در بیست سالگی چپ نباشد ، احساس ندارد و اگر کسی در چهل سالگی راست نباشد ، عقل ندارد .
پاسخ آندره مالرو در واقع بیان خوبی ازتناسب بین سن و جهت گیری ها ی آدمی دارد ، اقتضای جوانی تکیه بر احساس است و چگونه انسان پر احساس می تواند ، نابرابری ها ، تبعیض ها و فقر اکثریت را تحمل و تندی نکند ؟ و اقتضای میانسالی خرد گرائیست و چگونه انسان خرد گرا می تواند با مسائل واقعی و بغرنج جامعه ، صرفا" با تکیه بر احساس و راه کار های غیرواقعی و غیر عقلائی برخورد کند .
ولی من شخصا" معتقدم که انسان در همه مراحل زندگی باید احساس و عقل را با هم ترکیب کند ، انسان همواره باید در برخورد با طبیعت و همنوع خود ، وجودی پر از احساس داشته باشد وبویژه از فقر و نداری گروهی از همنوعان خود رنج ببرد ، و در همان حال و با همان وجود پر از احساس ، برای رفع این مشکلات به عقل مراجعه کند و راه کارهای عقلائی را مد نظر قرار دهد .
انسان باید در جوانی ، پر احساس و خردمند و در میانسالی و پیری ، خردمند پر احساس باشد .
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385
سرنوشت
سرنوشت را که می داند؟ آیاکسی هست که بتواند سرنوشت من را برای من بازگو کند؟ سرنوشت و تقدیر دست خداست. این جمله به معنای نیست که خدا خواسته ما این کارها را بکنیم. این جمله به معنای آن است که خدا دوست ندارد اتفاقی بر خلاف قانون طبیعت رخ ندهد. حال این سئوال مطرح که معجزه چیست؟ مگر نگفتیم خدا دوست ندارد اتفاقی بر خلاف قانون طبیعت رخ دهد؟ جواب این سئوال این است که،معجزه از ریشه ی عجز است و به معنای ناتوانی است. و عقیده ی من این است که معجزه کار خاصی نیست بلکه علمی است که در آن زمان مردم از آن علم بی خبر بودند و پیامبران با خبر. مثلا" در روز قیامت از حضرت موسی می پرسیم چگونه از دستتان نور می تابید و او بگوید: در گریبانم گرد گوگرد داشتم و این گرد باعث روشن شدن دست من می شد.
حال می فهمیم که کارهایی که انجام می دهیم باعث و بانی اش خودمانیم و خدا از آینده ی ما با خبر است.
نظر بدین دیگه!!!!!
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
موقعیت
اوضاع کشور در منطقه چگونه است؟
واقعا" اوضاع چه جوریه؟ صدا و سیما راست می گه یا رادیو بی بی سی؟
طبق اخباری که ما داریم تحریم سختی پیش روی کشور عزیزمان است. تمام کشورهائی که نام آن ها در تلویزیون به عنوان طرفداران کشور خوانده می شود در رای گیری شورای امنیت به تحریم ایران رای مثبت داده اند از جمله قطری که رئیس جمهور برای افتتاح مراسم بازی های آسیایی به آن کشور سفر کرده بود. اما سئوالی که اینجا طرح می شود این است که چرا این جوری می شود؟ من دلیلش را به شما می گم: جواب این سئوال خیلی واضح است و جواب این است که آنها رابطه ی با آمریکا را به رابطه با ایران ترجیح می دهند. زیرا اگر رابطه ی خودشان با آمریکا را قطع کنند بد بخت و بیچاره می شوند و قطع رابطه با ایران هیچ ضرری به آنها نخواهد زد.
ولی این جا چیزی که مطرح می شود این است که مسئولین مملکت و مسئولین مذاکرات هسته ای باید با هوشیاری و ذکاوتی که ندارند(!) تمام این کارها را دور بزنند و نگذارند که ایران تحریم شود.
اما نقش بیطرف چیست؟
مجلس حبیب الله بیطرف که وزیر سابق نیروی دولت آقای خاتمی بوده است را به عنوان چهره ی جدید هسته ای کشور معرفی کرد. به نظر من نقش آقای بیطرف آرام کردن جوی است که اصلاح طلبان به آن اعتراض دارند. و آن جو این است که اصلاح طلبان می گویند از نیروهائی که دارند برای مذکرات هسته ای استفاده نمی شود. و مجلس با این کار خود تا حدودی این جو منفی را خنثی می کند.
فی امان الله
یکشنبه یکم بهمن 1385
رئیس شدن سخته! دوباره بدبخت شدم!
باید این خبر را بدهم که آقای امیر مهاجر از سمت ریاست استعفاء دادند! و من دوباره بر گشتم! و من دوباره کاری رو که دوست ندارم (منظورم ریاست کانون است) را دوباره باید آغاز کنم. شاید شما بگوئید رئیس ولی باید بهتون بگم که ریاست بدترین کار ممکن است چون شما که نمی دانید! باید جلسه را تنظیم کنید! نظم جلسه را با حضور بعضی دوستان اداره کنی! و صد جور کار دیگر.
و من باید دوباره بگویم سلام کارگزاران و سلام بدبختی!
و باید از همین جا به دوستان عزیز اعلام کنم که فکر نکنید مثل قبل است و جلسه ها خیلی منظم می شود(البته اگر بعضی از دوستان بگذارند) و من می خواهم یک نظم کلی به کانون بدهم و می خواهم شعب این کانون را دائر کنم و در استانها یکی، یکی شعبه بزنم، شاید به این حرفم بخندید ولی این کار را می کنم ودر استانها شعبه می زنم.
دیگر کانون ما آن کانون قبلی نیست و جوش عوض شده و من خودم هم جدی تر شده ام و م خواهم این کانون را زبانزد خاص و عام بکنم. و این کار را هم می کنم من باید بگویم که من الآن در جنوب شهر تهران نماینده دارم. و می خواهم روز به روز این نمایندگان بیشتر شوند و از شما خواهش می کنم به این بنده ی حقیر کمک کنید هر کمکی که می توانید.

