یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
دروغ و باز هم دروغ!!!!!!!
ولی من از نظر خودم این حرکت تروریستی و انفجار حسینیه ی شهدای شیراز را محکوم کرده و از عاملان آن بخاطر داغدار کردن هموطنان عزیز شیرازی گله دارم. و تقاضایم از آنها این است که اگر مشکلی با حکومت دارند و از دست آنان ناراحتند بروند و با خود انها درگیر شوند چه کار با ملت صبور این مرز و بوم دارند؟ و چه کار به شیراز پایتخت شعر و ادب ایران دارند؟ شما اگر شجاع بودید مجلس های دیگری را بمب گذاری می کردید نه یک حسینیه را که محل عبادت خدای سبحان است.
امیدوارم که آخرین باری باشد که مردم صبور و عزیز ایران در این حملات جان خود را از دست می دهند و ما را سخت ناراحت و متاْثر می کنند!
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387
خودت باش
چرا ما آدم ها نمی تونیم خودمون باشیم! و همیشه یه نقاب رو صورتمونه؟؟!! چرا نقاب رو بر نمی داری؟ چرا می ترسی؟ از کی می ترسی؟ چرا به کاری که می خوای بکنی اعتقاد نداری؟ و .....
شجاع باش! از کسی نترس! آخرش اینه که می کشنت! می اندازنت تو زندان ولی در راه حق جنگیدی. چرا از وزارت اطلاعات می ترسی؟ چی کار می خوان بکنن؟ اگه راستشو بگی و برای خدمت به مردمت این کار رو بکنی خیلی بهتره تا چاپلوسی اونارو بکنی که به مقامی و پستی برسی. اون مقام و پستی که برای رسیدن بهش از حق بگذری و به ناحق ایمان بیاری و به این مردم بدبخت دروغ بگی و بهشون خدمت نکنی و به خودت و خونوادت خدمت کنی به درد لای جرز دیوار هم نمی خوره!
طریقت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست
با نماز خوندن و گرفتن مراسم های مذهبی به خدا و بهشت نمی رسی. اگه بدون هیچ چشم داشتی به مردمت خدمت کنی به خدا و بهشت می رسی! دوباره می گم خودت باش. شجاع باش! اگه نمی تونی کاری رو انجام بدی کناره گیری کنی خیلی بهتره! کناره گیری کن و میدون رو باز بزار تا همه بیان! نه یه قشر خاصی از دیندارها! بزار از لائیک لائیکش بیاد تا مسلمون مسلمونش!!! مملکت رو برای یه قشر خاصی خلاصه نکنید! این شکلی مملکت پا برجا نمی مونه!
بازم می گم خودت باش. نترس. شجاع باش. از کسی نترس.
شنبه هفدهم فروردین 1387
هوشنگ امیر احمدی
بخشش هوشنگ خان امیر احمدی
هوشنگ امیر احمدی کسی است که تا چندی پیش از نظر دوستان جدیدش یک خائن و وطن فروش بود. ولی در شرایطی که دولتمردان در صدد ایجاد رابطه با امریکا هستند با هر کس و نا کسی که رابطه ای با واشنگتن داشته باشد نشست و برخاست می کنند. امیر احمدی تا چندی پیش از دید روزنامه ی کیهان به دلال شکستت خورده ی رابطه ی ایران و امریکا شناخته می شد. ولی پس از دیدار امیر احمدی با احمدی نژاد او به عنوان دکتر امیر احمدی شناخته شد. دلیل این چرخش چیست؟ می توان این چرخش را چرخش آیت الله خامنه ای دانست که حال پس از 30 سال قطع رابطه با امریکا به این نتیجه رسیده اند که رابطه با امریکا سودش برای ایران از رابطه ی با روسیه بیشتر است. که اگر چنین نتیجه ای گرفته باشند نشان از تحولی بزرگ در دیپلماسی جمهوری اسلامی است. همگان می دانند که رابطه ی با امریکا صد مرتبه بهتر از رابطه با روسیه است. بخشیدن سهمی بزرگ از خزر به روسیه یکی از اشتباهات ترجیح دادن روسیه به امریکا است. این واگذاری صورت گرفت و هیچ یک از رسانه های حامی دولت حرفی هم از آن نزد. آیندگان در مورد ما چه قضاوتی می کنند؟ آیا نمی گویند ما مردمی بی بخار و خائن برای ایران بزرگ بوده ایم؟ حال نمی خواهم خیلی از بحث دور بشویم. حال پرسش بزرگی که در ذهن من مانده است این است که آیا با تمامی اوپوزسیون ها این کار را خواهند کرد که روزی فرا رسد و آن ها را هم ببخشند؟ یا فقط برای منافع ایران! کسی را می بخشند؟ یکی از آرزوهای من به شخصه این است که روزی فرا رسد تا اوپوزسین در ایران فعال باشد نه در هیچ جای دیگری از این کره خاکی. ولی خوب بود که روزی محمود احمدی نژاد همه را می بخشید نه 1نفر را!
به امید روزی که چنین اتفاق بزرگی در تاریخ ایران انجام شود.
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
تبریک
می خواستم که در مورد سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی چند خطی بنویسم:
سالی که با همچین نامی آغاز می شود مژده ی همدلی و اتحاد را می دهد ولی حیف و صد حیف که تمام این ها با چیزی به نام رد صلاحیت ها به نفاق تبدیل می شود! و بدتر اینکه خچه دار شدن اسلام می شود!
