سید محمد مرعشی
طریقت به جز خدمت خلق نیست...... به تسبیح و سجاده و دلق نیست
امروز
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
چالشآفرینی خودیها برای دولت نهم
چند هفته پیش وقتی كه روی تلكسها، خبر دوستی مردم ایران و اسرائیل را از زبان اسفندیار رحیممشایی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، خواندم تعجب كردم كسی كه جزء نزدیكترین افراد به احمدینژاد بوده و نوعی ارتباط خاص با رئیس قوه مجریه دارد، چنین حرفی را گفته باشد، با خود گفتم یا كذب است یا خبرنگاران اشتباه كردهاند. اما وقتی در روز خبرنگار دیدم كه آقای مشایی با افتخار میگوید با مردم اسرائیل دشمنی نداریم، بیشتر تعجب كردم. چون او در دولتی معاون رئیسجمهور است كه از روز اول شعار مبارزه با رژیم اسرائیل سرداده و هولوكاست را كذب محض دانسته است.
از سوی دیگر، تناقض مواضع مشایی با اظهارات رئیس دولت نهم از دیگر مواردی است كه جلب توجه میكند. رئیس دولت از محو اسرائیل از نقشه جهان میگوید در حالی كه معاونش از دوستی با مردم ساكن در این نقشه داد سخن میراند. اما این سخنان در حالی زده میشود كه هوشنگ امیر احمدی همانی كه به گفته كیهان جاسوس و دلال شكستخورده رابطه ایران و آمریكا بود، در یك سال گذشته چندینبار به ایران سفر کرد، و قبل از سفر به ایران به اسرائیل سفر میكند و میخواهد دولت ایران و آمریكا را آشتی بدهد. آیا این سخنان ربطی به فعالیتها و سفرهای امیر احمدی برای بهبود رابطه ایران با آمریكا دارد؟ و از نظر بعضیها این سخنان چراغ سبزی به دولت آمریكا برای برقراری رابطه است تا از این طریق سخنان رئیسجمهور در مورد هولوكاست را هم بپوشاند و آمریكا هم راضی شود. مگر آقای مشایی وزیر خارجه است كه تصمیماتی چون دوستی و دشمنی دو كشور را اعلام كند و این است كه همه را به فكر كردن راجع به صحبتهای بالا وا میدارد.
البته سخنان مشایی با واكنشهای تند خود اصولگرایان و حتی مراجع هم روبهرو شد. نمایندگان اصولگرای مجلس در نامهای با 200 امضا از رئیسجمهور خواستهاند تا مشایی را بركنار كند و در روزی كه كمیسیون فرهنگی مجلس از مشایی دعوت كرده بود تا كنكاوی از سخنان وی بكنند، صحن علنی مجلس یكصدا؛ مرگ بر اسرائیل را فریاد زد. اما برخی مراجع موافق حضور او در دولت نیستند و حتی یكی از علما، مشایی را به حضور نپذیرفت. آیا با این واكنش آقای مشایی استعفا میكند؟ و یا رئیسجمهور مشایی را بركنار میكند؟ اگر رئیسجمهور نیز مشایی را بركنار نكند یعنی مقاومت در جلوی مراجع و احتمالا از حمایتهای مراجع برای انتخابات ریاستجمهوری برخوردار نخواهد شد. استعفا و عزل، مرهمی بر درد است و مداوا نیست چون: این ره كه میروی به تركستان است! و استعفا و عزل چیزی را عوض نخواهد كرد چون این است، اعتقادات دولت.
مشایی باید به كنار برود چون 30 سال آموزههای انقلاب اسلامی و رهبر فقید آن امامخمینی را زیر سوال برده است؛ انقلابی كه علیه استكبار انجام شد و انقلاب ما از همان روزهای اول با اسرائیل دشمن بود و آبروریزی است كه اعتقادات 30 سالهمان با یك بار حضور امیر احمدی در تهران به باد برود. اما با خود میگویم: مشایی عادت كرده كه هر چند وقت یكبار دولت را به چالش بكشاند و در مسیر مخالف آموزههای دینی انقلابی ما حركت كند. سال گذشته هم با شركت در مراسم رقص، یك ماهی دولت را دچار مشکل کرد و به نظر من این اعتراضات علما و نمایندگان مجلس وقتش به سر رسیده چون آقایان باید زمانی اعتراض به حضور مشایی در این پست میكردند كه او در مراسم رقص شركت میكند و حال كه او حرفی را زده و ما را در مقابل دیدگان دنیا دچار دوگانگی كرده است، دنیا دیگر ما را جزء دشمنان درجه یك اسرائیل نخواهد دانست. اما آیا این حرفهای بیپایه و اساس آن هم از زبان معاون رئیسجمهور در جهت مخالف منافع ملی و مذهبی و آموزههای انقلابی و مخصوصا سفارشات امام(ره) نیست؟ چه خوب است كه رهبر معظم انقلاب جلوی این حرفها بایستند تا این دولت كمتر به منافع ملی ضرر بزند. اما اگر جلویشان را نگیرند تا چند وقت دیگر سایر مسوولان دولت نهم، اسرائیل را به رسمیت هم بشناسد كسی تعجب نخواهد كرد و آن وقت است كه كار از كار گذشته است!
البته سخنان مشایی با واكنشهای تند خود اصولگرایان و حتی مراجع هم روبهرو شد. نمایندگان اصولگرای مجلس در نامهای با 200 امضا از رئیسجمهور خواستهاند تا مشایی را بركنار كند و در روزی كه كمیسیون فرهنگی مجلس از مشایی دعوت كرده بود تا كنكاوی از سخنان وی بكنند، صحن علنی مجلس یكصدا؛ مرگ بر اسرائیل را فریاد زد. اما برخی مراجع موافق حضور او در دولت نیستند و حتی یكی از علما، مشایی را به حضور نپذیرفت. آیا با این واكنش آقای مشایی استعفا میكند؟ و یا رئیسجمهور مشایی را بركنار میكند؟ اگر رئیسجمهور نیز مشایی را بركنار نكند یعنی مقاومت در جلوی مراجع و احتمالا از حمایتهای مراجع برای انتخابات ریاستجمهوری برخوردار نخواهد شد. استعفا و عزل، مرهمی بر درد است و مداوا نیست چون: این ره كه میروی به تركستان است! و استعفا و عزل چیزی را عوض نخواهد كرد چون این است، اعتقادات دولت.
مشایی باید به كنار برود چون 30 سال آموزههای انقلاب اسلامی و رهبر فقید آن امامخمینی را زیر سوال برده است؛ انقلابی كه علیه استكبار انجام شد و انقلاب ما از همان روزهای اول با اسرائیل دشمن بود و آبروریزی است كه اعتقادات 30 سالهمان با یك بار حضور امیر احمدی در تهران به باد برود. اما با خود میگویم: مشایی عادت كرده كه هر چند وقت یكبار دولت را به چالش بكشاند و در مسیر مخالف آموزههای دینی انقلابی ما حركت كند. سال گذشته هم با شركت در مراسم رقص، یك ماهی دولت را دچار مشکل کرد و به نظر من این اعتراضات علما و نمایندگان مجلس وقتش به سر رسیده چون آقایان باید زمانی اعتراض به حضور مشایی در این پست میكردند كه او در مراسم رقص شركت میكند و حال كه او حرفی را زده و ما را در مقابل دیدگان دنیا دچار دوگانگی كرده است، دنیا دیگر ما را جزء دشمنان درجه یك اسرائیل نخواهد دانست. اما آیا این حرفهای بیپایه و اساس آن هم از زبان معاون رئیسجمهور در جهت مخالف منافع ملی و مذهبی و آموزههای انقلابی و مخصوصا سفارشات امام(ره) نیست؟ چه خوب است كه رهبر معظم انقلاب جلوی این حرفها بایستند تا این دولت كمتر به منافع ملی ضرر بزند. اما اگر جلویشان را نگیرند تا چند وقت دیگر سایر مسوولان دولت نهم، اسرائیل را به رسمیت هم بشناسد كسی تعجب نخواهد كرد و آن وقت است كه كار از كار گذشته است!

