سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
براي برادرم، مسعود باستاني
انتخابات مجلس هشتم ، ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، سايت بهارستان ، شب و روز كار ، شب ها تا نيمه شب در ستاد و دنبال خبر و مصاحبه . چه شور و نشاطي. هيچ وقت خستگي در او نمي ديدم. همه اش نشاط بود و سر حالي ، مسعودي كه در دادگاه ديدم، با آن مسعود به كلي تفاوت داشت ، او به من انرژي مي داد، انرژي اي كه از چشمانش تبلور مي يافت و در من رسوخ مي كرد و خستگي را مي زدود.
مسعود! روزگار غريبيست، تو را به جرم حرفه ات ٦سال به زندان محكوم مي كنند ، ديگري را براي تشكيل ستاد و اميدوار كردن جوانان به آينده شان، و ديگري به خاطر بلوا و آشوب .
كاش همه ي اينها يك خواب پريشان باشد كه من مي بينم ، كاش تمامي اين اتفاقات يك كابوس عميق باشد ، كاش بتوانم تو را آزاد ببينم، البته تو الآن آزادي برادر ، آزاد!
نمي دانم آن كسي كه براي تو ٦ سال حبس صادر كرده است از تو چه ميداند مسعود؟ به خدا سوگند كه من از تو تا بحال بدي نديده ام. تو جاي برادر بزرگتر من بوده اي، برادري كه نبودش آزارم مي دهد. مسعود من چگونه مي توانم در چشمان همسرت نگاه كنم؟ نگاه كنم و از ٦سال حبس تو سخن بگويم؟ چگونه همسرت را به آرامش دعوت كنم وقتي خودم با چنين مشكلي روبرو نيستم؟ چگونه مي توانم ساكت بشينم وقتي مشاهده مي كنم تو را به ٦ سال حبس به خاطر حرفه ات محكوم كرده اند و من هيچ كار نمي توانم بكنم؟ مسعود همه ي اينها تنها بخشي از مشكلات در گلو گير كرده ي من است! من چگونه مي توانم غم نبود تو را ببينم و دم نزنم؟!
همه ي اين احكام به خاطر آن است كه همه سكوت كنند، چون آقايان مشغول جنايتند! مبادا كسي مزاحم شود! جرم مسعود و ديگران ايجاد مزاحمت در حين جنايت ناميده مي شود.
مسئولين امر بايد بدانند كه محاكمه و محكوم كردن مسعود ها خدشه اي بر پيكره ي جنبش سبز نمي زند، بلكه انرژي اي مدهد براي بيدار ماندن جنبش و اين اعمال جان تازه اي به جنبش مي بخشد ، و مردم را براي احقاق حقوق خود زنده نگه مي دارد.
اميدوارم روزي خبر آزادي همه ي اسرا را بشنويم، "اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير" .
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
راه وحدت ملي
راه وحدت ملي
حوادث پس از انتخابات و سلب شدن اعتماد عمومي نسبت به نظام از جمله خطراتي است كه دلسوزان و دوستداران انقلاب اسلامي از آن ناراحت و پريشان هستند. عده اي از اين دلسوزان هم به گفته ي هاشمي رفسنجاني در حال تدوين برنامه اي هستند براي برون رفت از وضعيت فعلي . اما پروژه اي به نام وحدت ملي كه چند هفته اي است ، سوژه محافل خبري و سياسي شده است، پروژه اي تازه و نو نيست . مي توان بنيانگذار اين پروژه را علي اكبر ناطق نوري دانست كه سال پيش و در چنين روزهايي طرح دولت وحدت ملي را براي انتخابات رياست جمهوري و با هدف رئيس جمهور نشدن محمود احمدي نژاد مطرح كرده بود. بسياري از كارشناسان و تحليلگران در آن زمان اين طرح را غيرقابل اجرا مي دانستند يا به اين طرح اعتقادي نداشتند. اما با شروع مبارزات انتخاباتي اكثر سياسيون و تحليلگران ، ميرحسين موسوي را كانديداي همان دولت وحدت ملي ، ناطق نوري مي دانستند. اما با گذشتن از مرحله انتخابات و اتفاقات پس از آن كه به خاموشي اكثر احزاب و سياستمداران نام آشنا كشيده شد ، چند هفته پيش دوباره اين پروژه توسط اصولگرايي ديگر مطرح شد و با نطق رئيس مجلس خبرگان رهبري رسما" تاييد شد. از واكنش هاي به اين طرح ، هويدا مي شود كه عده اي از اين طرح واهمه دارند و آن عده هم در زمره ي طرفداران دولت قرار مي گيرند، و اين گروه قليل دو دسته اند: 1- مخالف وحدت ملي هستند. 2- اعتقادي به وضعيت بحراني ندارند. گروه اول، گروهي هستند كه از وحدت متنفرند زيرا انديشه شان اين است كه با شرايط بحراني راحت تر مي توانند به افكار خود دسترسي پيدا كنند، تا هر كار كه در فكرشان آمد انجام دهند و كسي هم نتواند بگويد "خرتان به چند من است"؟ اما گروه دوم ، گروهي هستند كه هنوز وضعيت بحراني 4ماه گذشته را درك نكرده اند و يا بهتر است بگويم مانند ملا نصرالدين آنقدر تكرار كرده اند كه شرايط بحراني در كار نيست كه حال باور كرده و بر روي شرايط آرام كشور قسم هم مي خورند و به خود زحمت نمي دهند و چشم و گوششان را باز نمي كنند تا از وضعيت فعلي با خبر شوند.با گذر از اين گروه قليل مي توان به وحدت فكر كرد.
لزوم وحدت در يك كشور ، بسيار مهم است. زيرا موفقيت كشور نياز مبرمي به اتحاد و همدلي مردم و مسئولان آن كشور دارد ، همان اتحادي كه در دوران جنگ و با رهبري امام (ره) وجود داشت كه اگر نبود ، شايد هرگز ما در جنگ 8ساله موفق نمي شديم و الآن خرمشهر و آبادان متعلق به كشور عراق بودند. اما نمي توان از اسم وحدت براي خاموش كردن گروهي كه به آن ظلم شده است ، سوء استفاده كرد. وحدت و اتحاد شرايطي را لازم دارد كه هر دو گروه بايد به آن پايبند باشند. و حكومت بايد گامي به سمت وحدت بر دارد و به نظر بعضي اين گام احقاق حقوق ملت و به رسميت شناختن گروه معترض است. و اينكه حكومت بايد اعتماد سازي كند. و نبايد در وحدت كفه ي ترازو به نفع يك گروه سنگيني كند. بايد به مطالبات هر دو گروه ( حكومت و معترضان) احترام گذاشته شود.
اما طرح وحدت ملي به اينجا ختم نمي شود، و نمي توان به اين راحتي كه روي كاغذ مي توان نوشت آن را اجرا كرد. و همه خوب مي دانند كه بازگرداندن اعتماد عمومي كاري سخت و دشوار است. و اولين شرط وحدت و توافق ملي ، اعتماد طرفين است.
بهترين و كم هزينه ترين راه ممكن براي بازگشت اعتماد به جامعه همان سخنان اكبر هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه 26تير ماه است. دلجويي از خانواده هاي آسيب ديدگان، آزاد كردن زندانيان و ... . حكومت بايد مشخص كند كه وحدت و اتحاد را مي پسندد يا خير، معترضان و مخالفان به انتخابات و حوادث پس از آن كه با نام جنبش سبز معرفي مي شوند، جنبشي مردم و بر پايه اعتراضات قانوني است كه از وحدت ملي با شرايطي كه گفته شده است ، بدشان نمي آيد و اين راه را تنها راه بازگشت مي دانند. و بايد هر دو گروه ( حكومت و معترضان) در هموار كردن اين جاده به يكديگر كمك كند تا بتوان به مقصد اصلي كه اعتلاي جمهوري اسلامي است، برسند. و نبايد هيچ كدام در اين مسير سنگ اندازي كنند.
بيشتر از اين ، جاده وحدت را خراب نكنيم، چون راهي براي بازگشت باقي نمي ماند.

