تبليغاتX
سید محمد مرعشی
امروز 

پنجشنبه ششم فروردین 1388

سال 88!

سلام!

سال ۸۷ هم تموم شد ! با همه ی خوبی ها و بدی هاش این سال هم گذشت. گذشت تا حسرتی بر دل ما نقش ببندد که از چه فرصت هایی استفاده نکردیم. اما به قول معروف : گذشته ها گذشته!

باید تدبیری اندیشید تا در پایان سال ۸۸ ناراحت نباشیم که کاری را به پیش نبردیم. من که تصمیم دارم این سال ٬ سالی متفاوت باشد برایم.

نظر شما چیه؟!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 18:36 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387

خاتمی

خاتمی  از نظر من جاودانه شد٬ و با یک فرصت شناسی مناسب خود را از این کارزار نابرابر و سخت بیرون کشید و میدان را به دست کسی سپرد که احساس او  و  حامیانش را درک کرد و به آنان احترام گذاشت! او  نشان داد که به دنبال قدرت نیست و به فکر ایران است. البته که نیمی از مردم از کنار کشیدن او ناراحت شدند٬ ولی او نشان داد که در پی چیز دیگری است و آن چیز چیزی نیست جز سربلندی ایران! که کمتر کسی تا به حال از این دید به قضیه نگاه کرده است. خاتمی به خاطر ترس کناره گیری نکرد٬ خاتم منافع ملی را بر منافع شخصی ترجیح داد و با تدبیر کناره گیری کرد. خاتمی به خاطر حرف ۴ روزنامه نگار و غیره ٬ کناره گیری نکرد٬ خاتمی به خاطر آینده ی ایران کناره گیری کرد.

خاتمی جان ٬ تو پیش ما خاتمی می مانی و خواهی ماند٬ ما از تو گله ای نداریم و تو همیشه برای ما عزیز و گرامی هستی٬ می دانم که بعضی با تو رفتار خوبی نکردند٬ آنها را می بخشی٬ می دانم که می بخشی چون روح بزرگی که در وجود تو آرمیده ٬ تو را به چنین مرد رئوف و بزرگوار بدل کرده است. شما فرزند خلف آسید روح الله خاتمی هستید.  خداوند و مردم ایران شما را دوست دارند. انشا الله که همیشه موفق باشید. 

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 3:7 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

جمعه شانزدهم اسفند 1387

مشهد!

سلام!

چند وقتی آپ نتونستم بکنم!

می خواستم همیجوری یه آپ بکنم!

سه شنبه تو دفتر حزب جلسه داشتیم! ساعت هفت و نیم بود که با امید حسینی تصمیم گرفتیم که بریم مشهد!  الکی الکی راه افتادیم و رفتیم سمت ترمینال جنوب و راه افتادیم! فرداش مشهد بودیم!!! خودم باور نمیکردم که اینقدر راحت بریم! ۱۲ ساعت تو راه بودیم با یه راننده اتوبوس معتاد ( از اون معتادهای داغون) تا مشهد امام رضا نگرمون داشت!!! بعد صبح رسیدیم خسته و کوفته می خواستیم بریم خونه ی خالمون که نگهبان برجشون گیر داد که باید نامه از صاحبخونه داشته باشین و از این حرفها !!! که ما شروع کردیم مغلته کردن و مسخره بازی و با زور رفتیم تو!!! حالا اینجا موندیم! از اون روز تا الآن امام رضا فقط یک بار طلبیدتمون!!! حرم وقت نمیشه بریم! فعلا" دنبال کارهای مهمتری هستیم!!! کارهای مهم هم سیاسی نیست!! نیکوتین و دود و طرقبه رو شامل می شه!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از هفته ی آینده سایت خبری تحلیلی کانون جوانان حزب کارگزاران  با نام جوان فردا شروع به فعالیت می کنه که من در قسمت سیاسی این سایت هستم!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سفر انتخاباتی خاتمی هم با شیراز شروع شد! که با استقبال جالبی روبرو شد! و این نشانه هایی است از یک پیروزی دیگر!

 

تا بعد!

 

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 19:5 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387

راهپیمایی با شکوه 22 بهمن

ژ

در سی امین سالگرد انقلاب اسلامی بار دیگر مردم همیشه در صحنه ی ایران حماسه را تکرار کردند و با حضور میلیونی خود  در این راهپیمایی به جهانیان نشان دادند که  چقدر به ایران و انقلاب علاقه دارند. جالب است حضور مردمانی از همه ی طبقات  جامعه! همه و همه به این انقلاب و مملکت علاقه دارند. حضور چهره ها و آحاد مردم در کنار یکدیگر جالب بود.

 البته باید گفت که این راهپیمایان مهر تاییدی بر انقلاب زدند و نه مسئولین فعلی! و مسئولین فعلی نباید فکر کنند که مردم به خاطر آنها آمده اند! مردم ایران منتظر اصلاحند!  و نباید از شکایت مردم از بغضی مسئولین هم غافل شد! مردم خیلی دل چرکین اند!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی سعی کردم که مقاله ای راجع به حضور خاتمی در انتخابات بنویسم که وقت نکردم بنویسم. و در آینده خواهم نوشت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مورد دربی هم باید بگم که پرسپولیس فاتح این دیدار بزرگ است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این روزها واقعا" سرم شلوغه و وقت نمی کنم آپ کنم!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 16:26 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387

خاتمي؛ ميرحسين؟؟ مسئله اين نيست!

پس از مدتها سيد محمد خاتمي دست از اما و اگر برداشت و به صراحت اعلام كرد : يا من مي آيم يا مير حسين! اين حرف پس از مدتها كه جناب خاتمي از اما و اگر ها صحبت مي كردند ؛ خيلي باعث دلگرمي بود! جناب خاتمي با اين سخن دو چيز را مطرح كردند :

1- اين كه هم ايشان براي آمدن جدي اند و هم آقاي ميرحسين.

2-  و دوم اين كه جواب اين صحبتهاي آقاي كروبي را هم دادند، يعني اين كه  خاتمي و ميرحسين فقط مهمند.

اما حال ديگر مسئله اين نيست كه خاتمي يا مير حسين! چرا كه هر دوي اين افراد از دلسوزان نظام اند. و هر دو پايگاه راي بسيار خوبي دارند.

به نظر من خوب است كه خاتمي اعلام حضور كند و مير حسين را هم به عنوان معاون اول انتخاب كند!

نظر شما چيست!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 13:8 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم آبان 1387

روز پاییزی من!

امروز هم مثل بقیه ی روزها ساعت ده و نیم از خواب بیدار شدم و مثل هر روزم در فکر کار امروز و در برنامه هم بیکاری را دیدم. زنگی به بچه ها زدم و فهمیدم که کاری بزرگ در برنامه ی امروزم وجود داره که خیلی مهمه. نهار خورده به راه افتاده  به دنبال لقمه نانی برای سفره ی کارگری خویش. و کارها هستند که به خوبی پیش می روند و در لحظه ی آخر همه چیز بهم میریزه و حال این حقیر هم. بعد از اینکه کار را انجام دادم به الواطی رسیدم! و کشیدن ۳ ساعت قلیون

اینم یکی از روزهای علافی من!!!!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 16:1 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387

دروغ و باز هم دروغ!!!!!!!

تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا کی می خواین دروغ بگین؟ به قرآن سطح نگرش مردم فرق کرده و مردم همه چیز رو می فهمن! میشه یک دفعه یه آمپلی فایر بترکه و کسی مقصر نباشه؟ خود بخود بترکه؟ مگه اجزای آمپلی فایر رو باروت و مهمات جنگی تشکیل می ده؟ نمی تونین یه بار هم که شده بگین بمب گذاشتن؟ مگه چی می شه؟ هرج و مرج می شه؟ فقط به خاطر یک بمب؟!!!!! بیاین یک بار که شده به این مردم راستش رو هم بگین. اگه راستشو بگین آسمون به زمین نمی یاد به قرآن!!!! امتحان کنین فقط یک بار چیزی نمی شه! به خدا هیچی نمی شه!

ولی من از نظر خودم این حرکت تروریستی و انفجار حسینیه ی شهدای شیراز   را محکوم کرده و از عاملان آن بخاطر داغدار کردن هموطنان عزیز شیرازی گله دارم. و تقاضایم از آنها این است که اگر مشکلی با حکومت دارند و از دست آنان ناراحتند بروند و با خود انها درگیر شوند چه کار با ملت صبور این مرز و بوم دارند؟ و چه کار به شیراز پایتخت شعر و ادب ایران دارند؟ شما اگر شجاع بودید مجلس های دیگری را بمب گذاری می کردید نه یک حسینیه را که محل عبادت خدای سبحان است.

امیدوارم که آخرین باری باشد که مردم صبور و عزیز ایران در این حملات جان خود را از دست می دهند و ما را سخت ناراحت و متاْثر می کنند!

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 21:52 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم دی 1386

مرگ

سلام

مرگ چیست؟

برای چیست؟

پاسخ ها زیاده.

نظر شما چیه ؟

نظر خودم:

به نظر من مرگ تولدی دوباره از این دنبای فانی به دنیای باقیه! ولی چرا وقتی کسی می میره ما ناراحت میشیم؟ مگه نباید خوشحال باشیم؟

نظر تو دوست عزیز چیه؟

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 2:33 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385

همه چی

مدرسه!!!!!!!!!

امروز می خواهم از مدرسم براتون بگم! موندم که چی بگم از کجاش شروع کنم از اومدن همه ی معلم ها به موقع(!) یا از رفتارهای بعضی از مسئولین مدرسه...

اما چیزی که می خوام بگم اینه که آآآآآآقا شما که مدرسه را نمی توانید اداره کنید و روزی حداقل ۳،۴ معلم به چه راحتی ای نمی یان چا مدرسه می زنید؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا همین معلم ها از ما نتظار دارند که معدلمون بالا بشه!!!! ولی من که هنوز فکر می کنم اومدم هتل تا مدرسه! من دردم را به کی بگم که ما روزی ۳،۴ معلم نداریم و وقتی از این وضعیت شکایت می کنیم به ما می گن شورشی و می گن برو دم دفتر!!!!؟ مثلا" همین آقای مقدم، هر معلمی که نیاد پا می شه میاد سر کلاس ما و فقط می شینه و تمرین حل می کنه، کاشکی درست حل می کرد غلط حل می کنه و وقتی ما می گیم آقا اشتباهه می گن به تو مربوط نیست و برو گمشو دم دفتر وایسا! جالب نیست؟ خدا وکیلی روشون زیاد نیست؟ بعدش از ما انتظار دارن که نمره هامون بالا بشه! من که یه نظر دادم اکازیون و اون اینه که: مدرسه رو با هتل پردیس که بقل مدرسه است رو با هم یکی کنن تا اینکه یه هتل درست حسابی در بیاد. این جوری که فایده نداره اگه متحد بشیم یه هتل خیلی خوب در بیاد تا این که هر کسی سازه خودش رو بزنه

نظر شما چیه؟

نظر بدین دیگه خسته شدم

نوشته شده توسط سید محمد مرعشی در 1:34 | موضوع: از روی دل...
• لینک ثابت   •